چکیده حق شکایت کیفری از جلوههای اساسی حق دادخواهی و حمایت از بزهدیده است؛ بااینحال، در موارد استثنایی ممکن است به ابزاری برای فشار، انتقام یا تحمیل هزینه بر اشخاص و دستگاه قضایی تبدیل شود. اصطلاح «شاکی حرفهای» در حقوق ایران عنوان قانونی مستقلی ندارد و استفاده از آن بدون معیارهای عینی میتواند موجب برچسبزنی و محدودسازی حق دسترسی به عدالت شود. پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و رویکرد تطبیقی، این مسئله را در قالب «سوءاستفاده از حق شکایت» بررسی میکند. یافتهها نشان میدهد صرف تعدد شکایت، صدور قرار منع تعقیب، حکم برائت یا شکست مکرر شاکی برای احراز سوءاستفاده کافی نیست؛ بلکه عواملی مانند علم به خلاف واقع بودن ادعا، هدف نامشروع، جعل یا دستکاری دلیل، تکرار شکایتهای مبتنی بر موضوع واحد و تحمیل بار نامتناسب بر طرف مقابل و دستگاه قضایی باید همزمان ارزیابی شود. در حقوق ایران، اصول ۳۴ و ۴۰ قانون اساسی، مواد ۶۴ تا ۶۹ قانون آیین دادرسی کیفری، مقررات ناظر بر افترا و نشر اکاذیب و نیز تبصره ماده ۱۰۹ قانون آیین دادرسی مدنی ظرفیتهایی پراکنده برای مواجهه با این پدیده فراهم کردهاند. پژوهش پیشنهاد میکند بهجای جرمانگاری مبهم «شکایت واهی»، از نظام ارزیابی مبتنی بر شاخصهای عینی، جبران خسارت، مقابله با ادله ساختگی و در موارد استثنایی، محدودیتهای قضایی متناسب و قابل اعتراض استفاده شود. واژگان کلیدی: حق شکایت، شاکی حرفهای، سوءاستفاده از حق، شکایت واهی، عدالت کیفری
golestanimoghadam A, khani M. Abuse of the Right to File Criminal Complaints in Iran’s Criminal Justice System: Professional Complainants and a Balanced Response Model. ILR 2025; 6 (4) : 7 URL: http://ilrjournal.ir/article-1-371-fa.html
گلستانی مقدم امیر، خانی محمد. سوءاستفاده از حق شکایت در نظام عدالت کیفری ایران؛ آسیبشناسی پدیده شاکیان حرفهای و الگوی پاسخ متوازن. پژوهشهای حقوقی میانرشتهای. 1404; 6 (4) :79